X
تبلیغات
....... عشق نا تمام





























....... عشق نا تمام

......رویای نا تمام

سلام 

سلامی دوباره به دوستای گلی که هنوز هم با من هستن...

و همه ی دوستای جدیدم......

اومدم بهتون خبر بدم که این وبلاگ دیگه عمرش رو کرده.....دیگه اینجا نمیام.....

در عوض یه وبلاگ جدید ساختم که رمان هایی رو که مینویسم

 میزارم اونجا تا شما از ش استفاده کنید......

حتما به وبلاگم سر بزنید......

آدرس وبلاگ جدید:

وبلاگ دانلود رمان عشقی با نویسنده جدید

 همین چند روز دیگه رمان اولی ام تموم میشه میزارمش تو وبلاگ ......

حتما دانلود کرده و بخونید...

نظر یادتون نره........درباره ی رمان حتما نظراتون رو بدید......

خیلی دوستتون دارم.....

فعلا بای

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 14:51 توسط یک دوست عاشق......| |


آهای عشق دیرینه ی من  امیدوارم خوشبخت شوی.....!



"برای مشاهده ی ادامه ی اشک هام به ادامه مطلب بروید"


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391ساعت 11:36 توسط یک دوست عاشق......| |

سلام........ بهونه ی همیشگی من ......!!

 سلام ای عشق اول و آخرم.............!!

نمیدونم برات  چی بنویسم..........


فقط ........


مثل همیشه برات آرزوی


سلامتی،تندرستی،موفقیت و خوشبختی


 در همه ی مقاطع رو دارم.........


منو ببخش که دیگه نمیام به این وبلاگ........


نمیدونم........شاید بخاطر اینه که ...................


خسته شدم.....از تنهایی.......از اشک های پی در پی.........


که پهنای صورتم رو همیشه میپوشونه.......دوستت دارم........


عشق دیرینه ی من........!!! نمیخوام که عشقم بهت تموم شه........


بخاطر همین نمیخوام با زجر کشیدنم ....


این عشق تبدیل به نفرت بشه.......


خاطرت انقدر عزیزه که توی تصورم .....


جاتو خالی میذارم....یه عمری غصه میخورم.....


هر دفعه این عکسهات رو میبینم......


میگم این آخرین دفعه است.....


به تو زل میزنم انگار فقط همین دفعه است......


من مریضم وقتی چشمای تو از من دوره......


عشق تو ثروتم و چشم تو دنیای منه.......


این آخر خطه.....میرم......

ولی

 همیشه در قلبم جا داری.......مخاطب خاص من......!!!

و تو


نمـــــیـدانــــی ،

 

چه دردی دارد !

 

وقـــتـی …

 

حــــالـم…

 

در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …!


و


جـای خــالـی دســت تــو را هــیـــچ کــسی



بــرایـم پـــرنــمــی کــــنــد…



راســـت مــی گـــفــت شــــامــــلو:



” دســــت خـالـی را بـایــد بــر ســر



 کـــوبــیـــد ”! 


.....


.........


.......




.........

و..........


برای همیشه خدا حافظ عزیزکم.............................!!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 0:3 توسط یک دوست عاشق......| |

میـدونی بن بسـتــــــ| زنـدگی کـجـاست ؟؟؟ 


جــایــی کـه ... نـه حـــق خــواسـتن داری 


نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن


حالا منم تو این بن بست قرار گزفتم...


تو بگو چیکار کنم؟!


؟!

؟!

؟!

؟!
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 21:21 توسط یک دوست عاشق......| |

من همان دخترک غم زده ی دیروزم.....

من همان کودک بی تاب برای بودن....

که دلش رادراندوه به زنجیرکشید.....

وبه اندازه ی دل رنج کشید.....

وبه اندازه ی بی معرفتی دردکشید........

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 11:23 توسط یک دوست عاشق......| |

بخند تو تمام تعادل شهر را به هم میریزد



تو بخند


من شهر را دوباره میسازم...
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 21:50 توسط یک دوست عاشق......| |

بعضی چیزا به دست آوردنی نیست....!!!!



بیخیال شدنیه....!!!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392ساعت 12:39 توسط یک دوست عاشق......| |

گـــ ــاهــــی...



دلم بــرای زمـــ ـانی...


کــه نمیشناختمت تنــــــ ــــــگ می شود...



کاش هیچوخت نمیشناختمت.......


ای     کاش.........




*******


بیهـــــودِه نَـقّـــاش بــــــودِه ام . . .


ایــــــטּ هَمِـــــﮧ ســـــال . . !


بِـــــﮧ چَ ــــــــشم هــایَت ڪِـــــﮧ مے رِسَـــــم ،


قَلَـــــــم مــــوهـــا خ ـــــیس مے شَــــوَنــد . . .


دَستَــــــم مے لَــــــرزَد . . .


رَنـــگــ هــــا مے گــُــــریـــزَنــــد ،


وَ قــاب هـــاےِ خ ــــــالے ، ، ،


تَنـــ ــهـا . . .


نَبــــودَטּِ تـــــو را . . .


بِـــــﮧ دیـــــوارِ زِنـــدِگـــــے ام ،


مے ڪـــــوبَنــــــد . . ..



((((((((((((محسن عزیزم)))))))))))

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 11:46 توسط یک دوست عاشق......| |

دلــــم بالــکنی می خواهـــد رو به شهـــر...



و کمی بـاد خنکــــ و تاریکـــــی ...



یکــــ فنجان بــزرگــــ قهوه ...



یکـــ جرعه تـ♥ـو ...



یکــــ جرعه من ...



و سـکوتـــی که در آن


 دو نگـــاه گـــره خـــورده باشـــد ...



بی کلام...



میـــــدانی...!؟



دلــــم یک "من" می خواهــد بـــرای تــو...



و یک "تــو" تـــا ابــــد بــرای من ...



و باز هم 3نقطه های بی پایانِ من...

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 12:8 توسط یک دوست عاشق......| |

هر شب به خودم قول میدهم که فراموشت کنم


وقتی صبح میشود تو را که نه …


ولی …


قولم را فراموش میکنم ! 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:32 توسط یک دوست عاشق......| |

خدا.......

ای خدای مهربونم.........

وصیت منو گوش بده ......ناممو بخون............

مواظب عشقم بمون...............

مبادا وصیتم یادت بره...........خداجون..........

شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون........

نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1392ساعت 15:39 توسط یک دوست عاشق......| |

دست از طلب ندارم تا کام من برآید               یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1392ساعت 18:7 توسط یک دوست عاشق......| |

گذشتن از تو آسون نیست ، چند روزه قلبم آروم نیست

 

بزار بهت بگم دوست دارم

 

دوریه تو واسه من راحت نیست ، دوست داشتنت رو عادت نیست

 

بزار بهت بگم دوست دارم

 

بگو تا همیشه بی قرارمی  ، تا همیشه تو کنارمی

 

تا همیشه من و دوست داری ، عشقم

 

فقط تو باش ،  به خاطرت از همه چی می گذرم

 

فقط تو باش ،مگه می شه تو رو از یاد ببرم

 

فقط تو باش ، که وجودت واسه من مقدسه

 

فقط تو باش ، بزار دستام به دستات برسه

 

دوریه تو واسه من راحت نیست ، دوست داشتنت رو عادت نیست

 

بزار بهت بگم دوست دارم

 

بگو تا همیشه بی قرارمی ، تا همیشه تو کنارمی

 

تا همیشه من و دوست داری ، عشقم

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1392ساعت 10:27 توسط یک دوست عاشق......| |

من

تو

او

خدایا....

میبینی؟!؟!باز هم  تو ، من و او را از هم جداکردی؟؟؟!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392ساعت 12:56 توسط یک دوست عاشق......| |

 

گفتم دوستت دارم .... چه صادقانه !


پذیرفتی .... چه فریبانه !


آغوشم برایت باز شد .... چه ابلهانه!


با تو خوش بودم .... چه کودکانه !


همه چیزم شدی چه زود !


به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی ..... چه ناجوانمردانه !


نیازمندت شدم....چه حقیرانه !


واژه ی قریب خداحافظ به میان آمد .... چه بی رحمانه !


و من سوختم .... چه عاشقانه!


ولی ..... ولی هنوزم دوستت دارم ..... چه غریبانه !

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392ساعت 20:35 توسط یک دوست عاشق......| |

تو شاید عاشق چشمان زیبای دگر باشی،

 و دستانت گرفتار سر انگشتان دستانی دگر،

اما 

من اینجا در تکاپوی رسیدن بر نگاهت

 تا بدان جایی که میدانم

 نفس باقیست

 میـــــــــــــــــــــــــــما نم.....!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 10:51 توسط یک دوست عاشق......| |

خوش به حالت
که منو یادت نیست

خوش به حالت
که فراموشت شد

خوش به حالت
که از این تاریکی

یه ستاره
سهم آغوشت شد

 

خوش به حالت
که دلت آرومه

خوش به حالت
که پریشون نیستی

خوش به حالت
که منو یادت نیست

خوش به حالت
که پشیمون نیستی

 

خوش به حالتون / با هم خوشحالید

خوش به حالتون / با هم خوش بختید

هر جایی که من / تنهایی رفتم

خوش به حالتون / دوتایی رفتین

 

خوش به حالش
تو دلت جاداره

خوش به حالش
دستاشو میگیری

خوش به حالش
که پیشش میمونی

خوش به حالش
که واسش میمیری

خوش به حالش
عاشق چشماشی

خوش به حالش
عاشق چشماته

خوش به حالش
همه ی دنیاشی

خوش به حالش
همه ی دنیاته . . .

 

خوش به حالتون / با هم خوشحالید

خوش به حالتون / با هم خوش بختید

هر جایی که من/ تنهایی رفتم

خوش به حالتون / دوتایی رفتین

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392ساعت 22:48 توسط یک دوست عاشق......| |

یه دل می گه برم برم


یه دلم می گه نرم نرم

طاقت نداره دلم دلم

بی تو چه کنم


پیش عشق زیبا زیبا

خیلی کوچیکه دنیا دنیا

با یاد توام هر جا هر جا

ترکـت نـکـنـم


سـلطان قلـبم تـو هـسـتی تـو هـسـتـی

دروازه های دلم را شکستی

پیمان یاری به قلبم تو بستی

با من پیوستی


اکنون اگر از تو دورم به هر جا

بـر یـار دیـگر نـبـنـدم دلـم را

سـرشــارم از آرزو و تـمـنـا ای یار زیبا


نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت 19:3 توسط یک دوست عاشق......| |

 

    دنیای من دوست دارم                

               به خدا به غیر تو هیچکی ندارم

نمیخوام غمو توی چشمات ببینم               

             اگه بی تو باشم حتما میمیرم

تورو که دیدم عقلم از سرم پرید           

            چشمام به غیرتو هیچ جای دیگه رو ندید

توی آسمون دنیام تویی تک ستاره         

                   بیا با ما راه بیا با این دل بیچاره(دیگه نمیتونی بیای)

 دست بردار از این حرفات و اینقدر ناز نکن      

                      در قلبتو به روی غریبه ایی باز نکن

دست بردار از کارات و شیطونیاتو کم کن     

             اینقدر بهم نگو برو و روتو کم کن

دنیای من بمون کنارم                         

                      من تو خوشبختیم،اگه بزارن

توی کوچه که میری تورو میپامت                  

           باهمه احساسم تورو میخوامت

از وقتی جلوم سبز شدی آروم و قرار ندارم      

             عاشقمو مجبورم راه فرار ندارم

توی آسمون قلبم تویی تک ستارمی              

                   نکنه روزی بیاد عشقمو از یاد ببری

 دست بردار از این حرفات و اینقدر ناز نکن       

             در قلبتو به روی غریبه ایی باز نکن

دست بردار از کارات و شیطونیاتو کم کن         

             اینقدر بهم نگو برو و روتو کم کن

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 15:24 توسط یک دوست عاشق......| |

سلام دوست جون جونیام...

راستش من یه معذرت خواهی

 به تک تکتون بدهکارم....

درمورد اینکه میام وبتون و نظر نمیزارم.....

خلاصه به همتون بگم .......

که دو روز یه بار میام و 

میخونم مطالب و پست های جدیدتون رو...

امیدوارم که از دستم اعصبانی نشید....

خب من میخوام معدل ترم یکم رو جبران کنم

  و بکشم به بالا 19 و خوده ای...تا 20

امیدوارم که همتون سالم و سر حال باشید....

قول میدم که به همتون سر بزنم...

اما چون زیادین.....وقت نمیکنم

  نظر براتون بزارم......

فقط بدونین که سر میزنم و

 دروغ هم نمیگم......

این روزا خیلی سرم شلوغه...

خیلی همتون رو دوست دارم....

*

*

*

آقا محمد شمارو هم دیدم پست هاتون رو....

دیروز اومدم دیدم....

دوباره امروزم اومدم اما متاسفانه نظر نذاشتم

 امیدارم منو ببخشی......

*

واما امیدوارم که بتونم جبران کنم......


نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1392ساعت 12:51 توسط یک دوست عاشق......| |

Design By : Mihantheme